ویسنته: در بدترین لحظات تیم در این فصل، هواداران پشتیبان تیم بودند، جام لیگ قهرمانان را با نوک انگشتانمان لمس کرده بودیم، جام از ما فرار کرد

نویسنده:
ویسنته: در بدترین لحظات تیم در این فصل، هواداران پشتیبان تیم بودند، جام لیگ قهرمانان را با نوک انگشتانمان لمس کرده بودیم، جام از ما فرار کرد

خبرگزاری lasprovincias مصاحبه ­ای با ویسنته رودریگز بازیکن سابق و استعدادیاب اصلی والنسیا انجام داده که به آن اشاره می کنیم:

برای شما یک افتخار به شمار می رود که در آستانه جشن صدسالگی والنسیا یکی از دوست داشتنی ترین بازیکنان باشگاه هستید، درست است؟

به عنوان یک والنسیایی، مایه افتخار است که از پیراهن والنسیا دفاع کرده ام و مردم از روی علاقه و دوستانه، مرا به یاد دارند. فکر می کنم این اثبات شده است که حتی در بدترین لحظات تیم در این فصل، هواداران پشتیبان تیمشان بوده اند و این مطلب بسیار مهم است.

روزی که والنسیا شما را فراخواند... آن روز را به خاطر داری؟

آن روز را دقیق یادم نیست چرا که خیلی جوان بودم. من 18 سالم بود و روز بسیار هیجان انگیزی برای خانواده ام نیز به شمار می رفت. زمانی که به من گفتند می توانی با والنسیا قرارداد امضا کنی، اتفاقی منحصر به فرد بود که همیشه به خاطر خواهید داشت.

شما چند هفته پس از فینال لیگ قهرمانان سال 2000 و شکست والنسیا برابر رئال مادرید با والنسیا قرارداد امضا کردید.

من فکر می کنم که در بهترین زمان به والنسیا آمدم. چرا که والنسیا در جایگاه بسیار بالایی قرار داشت. ضمن اینکه من آن زمان که با لوانته در دسته 1 فوتبال اسپانیا (سگوندا) بازی می کردم، دیدارهای والنسیا را از تلویزیون می دیدم و به پخش لباس های بازیکنان آن زمان والنسیا که به فینال لیگ قهرمانان رسیده بودند، مشغول شده بودم. چرا که این نخستین بار بود که والنسیا به فینال لیگ قهرمانان می رسد و یک اتفاق ویژه به شمار می رفت. در ابتدای حضورم در والنسیا فکر می کردم باشگاه من را به تیم دیگری قرض می دهد ولی من در والنسیا ماندم و این فرصت را داشتم تا در همه چیز شرکت داشته باشم.

فکر می کردی که یک سال بعد هم دوباره به فینال لیگ قهرمانان برسید؟

راستش نه، این تصور را نداشتم. در آن زمان هرکسی فکر می کرد که برای والنسیا خیلی سخت خواهد بود که دوباره به فینال لیگ قهرمانان اروپا برسد. اتفاقی که اصولا هر 50 سال یک بار می افتد. این افسوس برایمان ماند که نتوانستیم در سن سیرو برابر بایرن پیروز شویم.

چند بار شما دیدید که سرنوشت بازی در ضربات پنالتی مشخص و تکرار شود؟

من زیاد این را مشاهده نکردم. سالها بعد صحبت با هم تیمی های آن روزهایم به من نشان داد که آن تصویرها {فینال والنسیا- بایرن مونیخ در لیگ قهرمانان} از ذهن هیچ کداممان حذف نشده است.

اگر صرفا در مورد جنبه های ورزشی صحبت کنیم، آن روز سخت ترین روز دوران حرفه ای فوتبال شما بود؟

بله. از نظر ورزشی سخت ترین روز من بود. والنسیا از یک شکست در فینال لیگ قهرمانان در فصل گذشته دوباره به فینال رسیده بود و خیلی سخت بود اگر پیروز نشویم. ما نزدیک کسب جام بودیم، بازی 1-1 مساوی بود و ما شانس هایی برای گلزنی در وقت معمول داشتیم تا کار به پنالتی ها نکشد. ما جام را با نوک انگشتانمان لمس کرده بودیم ولی جام از ما فرار کرد. این واقعا سخت و دردناک بود.

چه کسی میخواست به شما بگوید که یک سال بعد، آسمان را لمس خواهید کرد؟

نخستین قهرمانی من در سال 2002 رقم خورد که این اتفاق در برابر مالاگا افتاد و نشان دهنده نمادی از نسل ما بود. برای ما آشکار بود که پروژه والنسیا خیلی خوب کلید خورده است چرا که تیم به صورت اتفاقی به دو فینال لیگ قهرمانان اروپا نرسیده بود. ما باید به پافشاری و تلاش ادامه می دادیم.

چه چیزهایی از خوشحالی در ورزشگاه لا روسالِدا مالاگا به خاطر دارید؟

چیزی را که هرگز فراموش نمی کنم، لحظه ای است که داور سوت پایان را به صدا درآورد و ما به یکدیگر نگاه می کردیم. ما درک کردیم که قهرمان اسپانیا شده ایم. لذت و شادابی در چهره باراخا، آلبلدا، آیالا، کانیزارس و ... دیده می شد. پس از سالها {31 سال} افتخاری برای مردم والنسیا به دست آمد. بله، از زمانی که من به والنسیا آمدم، مالاگا چیز تلخی برای ما نداشت.

بازیکنان والنسیا همیشه تکرار می کنند که این تصاویر، فراموش نشدنی اند.

بله. پس از این ما چند جام و موفقیت دیگر نیز کسب کردیم، دوگانه در سال 2004 و ... ولی زمانی که در سال 2002 از مالاگا به والنسیا بازمی گشتیم، اتفاقات شگفت انگیزی برای ما افتاد. مردم والنسیا خیابان ها را پر کرده و دیوانه وار همراه ما بودند. اتوبوس نمی توانست مانیس {شهرداری والنسیا} را به خاطر ازدحام مردم ترک کند. ما از بالکن­ها پرچم­های بسیاری را می دیدیم. پشت سر ما نیز موتورسیکلت های تماشاگران حضور داشتند.

و قلب جائومه اورتی در مالاگا. امکان ندارد که او را به خاطر نداشته باشید.

جائومه اورتی روئیز یکی از بهترین انسان هایی است که در تاریخ والنسیا کار کرده است. برای والنسیایی ها به عنوان یک مرجع شناخته می شود. یک چهره قابل احترام. برای شخص من یک انسان بسیار مهم، مانند پدر دوم. او یکی از کسانی بود که والنسیا را خیلی خوب تقویت کرد. من اعتقاد دارم که در زمانی که ما زیر نظر او در والنسیا کار می کردیم، زمانی بسیار ارزشمند بود. اورتی همیشه به ما نزدیک و عاشق همه ما بود.

زندگی بعضی چیزها مثل اورتی را از دنیا می گیرد و خود شما هم اخیرا یک مورد دیگر به این ترتیب از دست داده اید....

مرگ پدرم یکی از همان چیزهایی است که آدم انتظارش را ندارد. در پایان شما باید با حداکثر قدرت و توان با این مشکلات روبه رو شوید. من به شخصه خیلی افتخار می کنم که چیزهای زیادی را با جانومه اورتی به اشتراک میگذاشتم؛ او قلبی والنسیایی داشت، سالهایی با قهرمانی های متعدد در والنسیا. اکنون او دیگر با ما نیست ولی خاطراتش، شادی به من می بخشد. اورتی به عنوان رئیس دوران پرشکوه والنسیا شناخته می شود. وی از سر تا نوک انگشتان پاهایش، والنسیایی بود.

جایمه اورتی روئیز آذرماه سال 96 در سن 70 سالگی به خاطر سرطان ریه در شهر والنسیا درگذشت.

رمز موفقیت آن روزهای والنسیا چه بود؟

همه ما روابط خیلی خوبی در کنار هم داشتیم. ترکیب بازیکنان پخته، باتجربه و جوان به گونه ای که بازیکنان جوان به بازیکنان باتجربه احترام زیادی می گذاشتند. فکر می کنم این ارزش در فوتبال امروز کمی گم شده است. فضای خیلی خوبی در بازی های ما وجود داشت. زمانی که کسی بازی نمی کرد، اتفاقی نمی افتاد. چهره بدی وجود نداشت. این رمز موفقیت سیستم چرخشی و معروف رافائل بنیتز بود.

از احترام صحبت کردید. ارزشی هست که از بین رفته باشد؟

بله. بازیکنان جوان باید از بازیکنان پخته و کارامد چیزهای زیادی یاد می گرفتند. شبیه یک پدر که به پسرش درس هایی می آموزد. زمانی که در رختکن بازیکنان 32-33 ساله حضور داشتند، بازیکن 18-19 ساله می آمدند، می آموختند و در یک کلام، بیشتر گوش می دادند تا حرف بزنند. زمانی که من وارد رختکن والنسیا شدم، به کانیزارس، آیالا، کاربونی، پیگرینو، انگلوما و ... توجه زیادی می کردم. همچنین بازیکنانی مانند آلبلدا و باراخا نیز در تیم بودند که پا به سن گذاشته نبودند ولی اعتبار و مرجع بودند. 

 وردربرمن؛ شروع مصدومیت های مچ پای شما...

درست است که من در آن بازی مصدوم شدم ولی مشکلات من یک هفته پیش از این بازی آغاز شده بود. مصدومیت بخشی از فوتبال است. اگر شما بازی نکنید، مصدوم نمی شوید.

 صحبت های زیادی در مورد ارتباط بد شما با پزشکان والنسیا به گوش می رسید.

درست است. من بحث هایی با پزشکان والنسیا داشتم. همیشه چنین چیزهایی در تمامی بخش های زندگی رخ می دهد. ولی من از کسی کینه نمی گیرم. همیشه ارتباط خیلی خوبی با یوردی کاندل {پزشک وقت والنسیا} داشتم، او به کاری که می کرد، متعهد بود. قویا او هرکاری که از دستش بر می آمد را برای من انجام داد ولی با مصدومیتی پیچیده و سخت رو به رو بودم.

و رونالد کومان به والنسیا آمد...

ما در لالیگا با کومان رنج های زیادی کشیدیم. دوران تلخی بود چرا که هیچ بازیکنی با او تعامل خوبی نداشت. واقعا دوران بدی بود چرا که ما بازی ها را بدون پیروزی پشت سر می گذاشتیم و درون گودالی افتاده بودیم.

فینال جام حذفی 2008 با رونالد کومان هدایت خودجوش بازیکنان در سیستم بازی دلیل قهرمانی والنسیا شد یا یک افسانه شهری؟

ما بازیکنان خیلی خوبی در دوران رونالد کومان داشتیم ولی او از جایگاه این بازیکنان کلیدی را تغییر داده بود. در پایان این تصمیم گرفته شد که با بازیکنان صحبت شود و بازیکنان در پست اصلی خود بازی کنند. در پایان نیز همین گونه شد و بازی فینال به سود والنسیا به پایان رسید.

چیدمان تیم که پیش از بازی 3-3-4 ثبت شده بود...

بله... ولی ماتا در سمت راست و خارج از حیطه تخصصی اش بازی می کرد، همینطور سیلوا. در پایان این تصمیم اتخاذ شد که هر بازیکن سر جای اصلی خود بازی کند. ما تیمی بسیار فوق العاده متشکل از بازیکنانی مثل ویا، سیلوا، ماتا، باراخا، آلبلدا، مارچنا، کانیزارس، مورینتس، خواکین و ... داشتیم. هیچ چیز در تمرینات خوب پیش نمیرفت و روند کار خوب نبود.

این اشتباه نیست که به خاطر اینکه والنسیا با کومان جام برده، از این جام خوشحال نشوید؟

البته که اشتباه است. زمانی که شما موفق به بالابردن یک جام می شوید، همیشه باید از این مهم خوشخال باشید. این برای من منصفانه به نظر نمیرسید که ویا یا سلوا فرصتی برای خوشحالی و بالابردن جام پیدا نمی کردند.

آن روز ها به خاطر اینکه کومان کانیزارس، آلبلدا و انگولو را به طور کامل کنار گذاشته بود، چگونه سپری شد؟

ما روزهای خیلی بدی داشتیم. برای من این سه بازیکن بیشتر حکم دوستان من را داشتند تا همراه و هم تیمی. ما در رابطه با این قضیه، توضیح خواستیم ولی هیچ کس به ما دلیلی ارائه نداد. از کومان پرسیدیم و او تنها این را گفت که کنار گذاشتن این سه بازیکن، تصمیم باشگاه بوده است. اصلا قابل قبول نبود که سه بازیکن مهم تاریخ باشگاه، کنار گذاشته شوند.

چرا نسل جدید موفقیت های نسل گذشته را نتوانستند تکرار کنند؟

درون باشگاه اتفاقات زیادی افتاد. این غیر ممکن بود که برای مدتی طولانی ویا، سیلوا یا ماتا را در تیم نگه داشت. والنسیا همیشه باشگاهی بوده که بازیکن می فروخت و این فرصت به دست می آمد تا پول زیادی جمع آوری کند و این اتفاق باید می افتاد.

  

بازگشت
مهدی.کرمانشاه

انصافا تو فینال سال ۲۰۰۱ کاملا از بایرن مونیخ برتر بودیم و اصلا باید تو نود دقیقه و یا حداکثر ۱۲۰ دقیقه کار رو تموم میکردیم که نشد.تلخی شکست تو اون ضربات پنالتی جلوی بایرن و اولیور کان رو هرگز نمیتونم فراموش کنم.اون موقع من یک نوجوان یازده ساله بودم.چه روزهایی پر شوری رو با هواداری والنسیا و اون تیم رویایی می گذراندم.یادش به خیر.....

سید محسن علوی زاده در پاسخ به مهدی.کرمانشاه

واقعا حیف بر اون فینال.... چه پیام پر از حس و حالییی... واقعا ممنووون regular_smile.pngheart.png 

به امید موفقیت های بیشتر برای والنسیا و شما heart.pngthumbs_up.png

ارسال دیدگاه